ارزیابی مشکلات روان‌شناختی

ارزیابی مشکلات روان‌شناختی و نقش آزمون ها در آن

آزمون های روان‌شناختی یک روش نسبتا جدید در علم روان‌شناسی برای ارزیابی مشکلات روان‌شناختی افراد، شخصیت، هوش و دیگر ویژگی‌های روان‌شناختی آن‌ها می باشد. گرچه این رویکرد موافقان و مخالفانی دارد ولی نمی توانیم از مزایای این رویکرد در تشخیص اختلالات روان‌شناختی چشم پوشی کنیم. برای آشنایی با مزایای این رویکرد در علم روان‌شناسی در ادامقاله با ما همراه باشید.

نقش روان‌پزشکی در درمان مشکلات روان‌شناختی:

بسیاری از افراد برای رفع مشکلات روانی خود، به متخصص علوم اعصاب (روان‌پزشک) مراجعه می‌کنند. سنت دیرینه در روان‌پزشکی، دارودرمانی است. بی‌شک دارودرمانی در از بین بردن بسیاری از مشکلات نقشی اساسی دارد. اما عموماً مشاهده شده که درصد قابل توجهی از افرادی که دارودرمانی را شروع می‌کنند در نهایت به مراکز خدمات روان‌شناسی مراجعه و چاره کار خود را در آنجا جستجو می‌کنند. این واقعیت چه چیز را برای ما روشن می‌کند؟ آیا به معنای آن است که دارودرمانی روش مناسبی برای حل نابهنجاری‌های آنها نبوده است؟

در اینجا قصد نداریم این سنت درمانی را زیر سوال ببریم. کما اینکه معتقدیم قطعاً بسیاری برای درمان ناملایمات خود به دارو و انواع قرصهایی که در این زمینه تولید شده‌اند نیاز دارند. با این حال اینکه با مصرف چند قرص و دارو یک شبه مشکلاتی که طی سالها در ما ایجاد شده‌اند را به فراموشی بسپاریم یک انتظار غیرواقع است. این ساده است که مسئولیت کژرفتاریهای خود را به پای بیماریهای زیست‌شناختی بیندازیم و خود از زیر بار تلاش برای اصلاح آنها شانه خالی کنیم. و همین امر است که در نهایت حجم قابل توجهی از مراجعین به مراکز درمانی روان‌پزشکی را به سمت کمک گرفتن از خدمات روان‌شناسان سوق می‌دهد.

نقش روان‌پزشکی در ارزیابی مشکلات روان‌شناختی:

سنت روان‌پزشکی از زاویه دیگری مورد نقد است. اصولاً روان‌پزشک در زمره پزشکان است و سنت پزشکی از این زاویه به فرد نگاه می‌کند که مشکل روانی وجود دارد مگر اینکه خلافش ثابت شود. به اصطلاح فرد بیمار بوده است که به پزشک مراجعه کرده است. همین زاویه دید باعث شده است که روان‌پزشکان چندان توجهی به فرایند ارزیابی دقیق و جامع نشان ندهند.

کافی است در مقابل یک روان‌پزشک بنشینید و مثلا بگویید مدتی است از انرژی لازم برای انجام امور روزمره برخوردار نیستید. طبیعی است تشخیص، افسردگی باشد و قرصهایی در این زمینه تجویز شوند. اگر نشانه‌ها رو به بهبودی گذاشتند که هیچ. وگرنه داروها یا با دوز بیشتری تجویز می‌شوند یا تغییر داده می‌شوند.

اما چرا روان‌پزشکان همانند پزشکان دیگر، از آزمایشاتی که در این حوزه وجود دارد (که در روان‌شناسی به آنها آزمون گفته می‌شود) بهره نمی‌گیرند؟ پاسخ را می‌توان در آنچه در بالا گفته شد (یعنی سنت روان‌پزشکی که اصولاً بر دارودرمانی گذاشته شده است) و همینطور عدم تمایل این متخصصین به بهره‌گیری از این آزمونها بنا به دلایلی همچون نبود وقت، عدم دسترسی به متخصصین روانسنجی و سنت پزشک-بیمار دانست.

مثال‌هایی از نقش آزمون ها در ارزیابی مشکلات روان‌شناختی:

مثالهای زیر می‌تواند در روشن شدن بیشتر موضوع مفید فایده باشد:

۱٫ گفتیم یک شکایت رایج در مراجعین (یا به تعبیر روان‌پزشکان بیماران) خستگی، ناخشنودی، فقدان انرژی و مشکلات خواب است. احتمالاً بسیاری از شما که این نوشته را مطالعه می‌کنید با این شکایات همذات‌پنداری کرده باشید. همینطور اشاره کردیم یک تشخیص رایج افسردگی است. اما گاهی نتایج آزمونهای روانشناختی در این زمینه بر تشخیص‌های دیگری صحه می‌گذارند.

نتایج آزمون MMPI-2 فردی که شکایاتی از همین دست داشته است در زیر آمده است:

ارزیابی مشکلات روان شناختی

طبق این نتایج برخلاف انتظار نه تنها نمره فرد در مقیاس افسردگی (مقیاس ۲) بالا نیست بلکه در محدوده متوسط و بهنجار قرار گرفته است. و در زاویه مقابل نمرات مقیاسهای ۱ و ۳ (خودبیمارانگاری و هیستری) برافراشتگی قابل ملاحظه‌ای دارد. افرادی که وضعیتی اینچنین دارند نه تنها مبتلا به افسردگی نیستند بلکه نسبتاً عاری از افسردگی، اضطراب و دیگر آشفتگی‌های هیجانی می‌باشند. این افراد امکان دارد نشانه‌های جسمانی داشته باشند. آنها عموماً به دنبال تبیین‌های طبی برای مشکلاتشان هستند (مراجعه به روان‌پزشک) و در برابر تبیین‌های روان‌شناختی مقاومت می‌کنند.

نسخه این افراد معمولاً حاوی داروهای ضداضطراب و ضدافسردگی است. نشانه‌های جسمانی که از خود بروز می‌دهند اغلب شامل احساس گیجی و استیصال، ناراحتی و ناخشنودی، افسردگی، اضطراب، انتظار توجه و محبت زیاد، کمبود انرژی، احساس فرسودگی و آشفتگی در خواب است (MMPI-2: Assessing Personality and Psychopathology, 5th ed, Graham John Robert, 2012). از همین روست که اگر در فرایند تشخیص مسیر اشتباهی برای آنها طی شود از روند درمان راضی نبوده و در نهایت سعی می‌کنند به طریق دیگری به حل مشکلات خود بپردازند.

نقش این آزمون ها در حوزه بین فردی‌

۲٫ نمی‌توان از همه انتظار داشت که بر محتوای روانی خود اشراف داشته باشند. کسب بینش و آگاهی یافتن از عمیق‌ترین تعارضات و آشفتگی‌های هیجانی-رفتاری عملی دشوار است و گاهی تنها با کمک گرفتن از متخصصین حوزه‌های روانشناختی میسر می‌باشد. حال سوال اینجاست که چگونه می‌توان به این زوایای تاریک و در ابهام دسترسی یافت؟ بسیاری از افراد مادامی که ضرورتی ایجاب نکند تمایلی به صحبت درباره خود و مشکلاتشان ندارند. و حتی در برخی زمینه‌ها رویکرد انکار و واپس‌زنی پیشه می‌کنند. به این معنا که در هیچ شرایطی علاقه‌ای به توجه و تمرکز در رابطه با آنها را ندارند.

در زیر نتایج آزمون ESPD یکی از زوجین که برای مشاوره زناشویی مراجعه کرده‌اند آورده شده است. ESPD روشی برای آشکارسازی برخی سائق‌های بارز، هیجانات، احساسات، عقده‌ها و تعارض‌های شخصیتی است. ارزش خاص این آزمون در قدرت آن در آشکار کردن گرایش‌های بازداری‌شده‌ی زیربنایی است که آزمودنی نمی‌خواهد آنها را بپذیرد، یا نمی‌تواند بپذیرد؛ چراکه نسبت به آنها آگاهی ندارد. این آزمون اطلاعاتی را فراهم می‌آورد و موضوعاتی اساسی درباره شخص را آشکار می‌سازد که دستیابی به آنها مستلزم صرف ساعتها مصاحبه بالینی است.

ارزیابی مشکلات روان شناختی

نتایج آزمون روشن کرده است که فرد در تعاملات خود با دیگران، به ویژه در حوزه خانواده مستعد پرخاشگری است. امری که به علت رویکرد دفاعی فرد در مصاحبه بالینی به زبان نیامده بود.  طبیعی است روشن شدن این موضوع و تلاش برای حل و فصل منطقی آن، در زمینه ارتباط زوجین امری واجب و ضروری است. موردی که تنها به لطف یک آزمون روانشناختی مورد توجه قرار گرفته است.

 

برای رزرو نوبت روان‌سنجی در مرکز فردای روشن کلیک کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با ما در تماس باشید

توضیحات کلینیک

آدرس: پاسداران، خیابان دولت، بین محسنیان و اختیاریه جنوبی، ساختمان سینا، طبقه ۴، واحد ۱۵

تلفن: ۴۰۲۲۱۹۵۹-۰۲۱ | ۴۰۲۲۱۹۸۱-۰۲۱

ساعت کاری: شنبه تا پنج شنبه  ۱۰ الی ۲۲