هوش عاطفی (Emotional Intelligence) شامل خویشتنداری، شور و اشتیاق، استقامت و پشتکار و توانایی برانگیختن و تهییج خود است که معمولاً در مقابل هوش علمی (Intelligence Quotient) قرار می‌گیرد که برخلاف جنبه ژنتیکی مورد دوم، به عواملی دلالت دارد که کمک می‌کنند در زندگی بهتر عمل کنیم. بیشتر مردم فکر می‌کنند که هوش هیجانی مهارتی است که با تمرین می‌توان آن را آموزش داد، اما حقیقت عمیق‌تری درباره‌ی آن وجود دارد. بهبود هوش هیجانی شما اغلب مربوط به کارهایی است که آن‌ها را کمتر انجام می‌دهید. اغلب افرادی که هوش هیجانی زیادی ندارند دیگران را مقصر مشکلات خود می‌دانند، خود را در چرخه‌های استرس و اضطراب به دام می‌اندازند و به محض شروع پیشرفت، خود خرابکاری می‌کنند.

اگر می‌خواهید هوش هیجانی خود را بهبود ببخشید، یاد بگیرید که این عادات را در زندگی خود شناسایی و آن‌ها را از بین ببرید:

۱-انتقاد از دیگران

این کار اغلب یک مکانیزم دفاعی ناخوداگاه است که به هدف کاهش ناامنی‌های خودمان انجام می‌شود. فکر کردن با دقت و انتقاد در مورد جهان اطراف یک مهارت حیاتی است و به ما کمک می‌کند تا جهان و روابط خود را به روشی عینی حرکت دهیم، اما انتقاد بیش از حد (به خصوص عادت کردن به انتقاد از دیگران) منجر به خلاف عینیت می‌شود. یکی از دلایلی که ما به راحتی دیگران را انتقاد می‌کنیم، ایجاد احساس خوب موقتی در خودمان است و معمولاً در دراز مدت باعث می‌شود نسبت به خود احساس بدتری داشته باشیم. این‌گونه بیینید که انتقاد از دیگران اتلاف وقت و انرژی است، چرا که وقت و انرژی شما برای بهبود خود و دنیای اطرافتان سرمایه گذاری نمی شود.

۲-همیشه نگرانی از آینده

ما به طور فطری به دنبال نظم و یقین وکاهش عدم اطمینان هستیم و آنقدر از این بابت می‌ترسیم و تمایلی به زندگی در این حالت نداریم که خود را فریب می‌دهیم تا فکر کنیم می‌توانیم آینده را با فکر کردن مداوم به آن بیشتر قطعی کنیم. افراد مزمن تحت این توهم زندگی می‌کنند که همیشه با برنامه‌ریزی و حل مسئله می‌توان سطح آمادگی بیشتری داشت، اما همیشه این‌گونه نیست؛ ما صرفاً فکر می‌کنیم، نه به طور خلاقانه و مؤثر. همچنین ما در حال برنامه‌ریزی‌های بی‌شمار هستیم ولی این مار به معنای این‌که بهتر برای رسیدگی به آن مجهز هستیم نیست و این‌ها صرفاً یک احساس است! پس بهتر است با چشمی روشن با واقعیت رو به رو شویم تا اینکه صرفاً با افکار زندگی کنیم.

۳-توقف در گذشته

تأمل زیاد در اشتباهات گذشته تلاشی غلط برای کنترل است؛ همان گونه که ما انسان‌ها به دنبال نظم و قطعیت هستیم، کنترل بر امور را نیز مطالبه می‌کنیم و دیوانه‌وار قبول داریم با تلاش و پشتکار مناسب می‌توانیم هر کاری را انجام دهیم! زمانی که کار اشتباهی در گذشته انجام دادیم، به طور طبیعی احساس پشیمانی به ما دست می‌دهد. کسانی که زیاد از حد در گذشته تأمل می‌کنند، عادت ناخوداگاه از تکرار اشتباهات گذشته در خود پرورش می‌دهند چرا که به طور لحظه‌ای احساس کنترل به آن‌ها می‌دهد. این احساس کنترل آن‌ها را از واقعیت دور می‌کند: ناتوانی ما در مقابل اشتباهات گذشته. اگر می‌خواهید به جای گیر کردن در گذشته زندگی خود را ادامه دهید، باید گذشته به همراه ناتوانی خود در تغییر آن را قبول کنید. فئودور داستایوفسکی می‌گوید: “فکر کردن بیش از حد یک بیماری است”.

۴-انتظار بیش از حد از دیگران

این بدان معناست که شما وقت خود را در ساخت سناریوهایی در مورد آنچه دیگران باید انجام دهند، صرف می‌کنید و هنگامی که آن‌ها نتوانند مطابق آن استانداردها عمل کنند، شما به طور انعطاف‌ناپذیری واقعیت را با آن انتظارات خود مقایسه می‌کنید و احساس ناامنی به شما دست می‌دهد و با ایجاد انتظارات بیشتری سعی در پاسخ به این ناامیدی و ایجاد احساس خوب و کنترل دارید، اما تمامی این‌ها چرخه‌ایست در تشدید ناامیدی که در نهایت باعث ناراحتی دیگران نیز می‌شود. پس باید انتظارات خود را کنار بگذارید و از ساختن داستان دست بردارید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با ما در تماس باشید

توضیحات کلینیک

آدرس: پاسداران، خیابان دولت، بین محسنیان و اختیاریه جنوبی، ساختمان سینا، طبقه ۴، واحد ۱۵

تلفن: ۴۰۲۲۱۹۵۹-۰۲۱ | ۴۰۲۲۱۹۸۱-۰۲۱

همراه: ۰۹۹۰۴۳۹۲۲۴۹

ساعت کاری: شنبه تا پنج شنبه  ۱۰ الی ۲۲