ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 10 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

بازتوانی شناختی کامپیوتری (CCRT)

  • گسترش دانش درباره ساز وکار مغز با افزایش تولید و استفاده از ابزارهای تصویر برداری مغزی و بررسی دقیقتر آن همزمان با وقوع انقلاب شناختی در دهه 1970 موجب پیدایی علوم میان رشته ای چون نوروسایکولوژی شناختی، نوروسایکولوژی رفتاری و غیره گردیده است. این رویکردهای جدید، علاوه بر شناخت و بررسی کارکردهای مغز در شکل گیری روشهای نوین درمانی تأثیر بسزایی داشتند، چرا که از این زمان بهره گیری از مداخلات مبتنی بر قوانین نوروسایکولوژیک آغاز شده و اصطلاحاتی چون بازتوانی شناختی و بازتوانی نوروسایکولوژیک در متون علمی وارد گردید. (کلار و ویلسون، 2002، دیویس و همکاران، 2001).

    بازتوانی شناختی یا بازتوانی نوروسایکولوژیک را می توان به صورت مجموعه ای از روشها با راهبردهای مداخله ای، که بمنظور توانمندسازی درمانجویان یا بیماران و خانواده های آنها صورت می گیرد و هدف آن سازگاری، کنترل و کاهش نقایص شناختی است تعریف کرد (ویلسون، به نقل از کلییر و وودزر،2001). با توجه به ماهیت اختلالات شناختی، اهداف بازتوانی شناختی در رده اول افزایش کارکرد از طریق سازگاری با بیماری (سازگار شدن فرد با نقص و بیماری) و هدف دوم آن جلوگیری و کاهش رفتارهای ناسازگارانه و در نهایت جبران برخی از نقایص از دست رفته است (بارت و گونزالز- راث،2002). در یک جمع بندی کلی، موسسه ملی بهداشت آمریکا، هدف از کاربرد بازتوانی شناختی و رفتاری افزایش توانایی فرد در پردازش و تفسیر اطلاعات و بهبود کارایی او در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و خانوادگی می داند (شولبرگ و ماتیر،2001).


    بازتوانی شناختی رایانه ای (CRT)
    شکل گیری
    توسعه نرم افزار برای ترمیم شناختی
    نرم افزارiای استفاده شده در ترمیم شناختی کامپیوتری از سه منبع برخاسته اند: بازی های ویدیویی تجاری، نرم افزارهای آموزشی و نرم افزارهایی که برای برنامه های بازتوانی شناختی نوشته شده اند.


    1- بازی های ویدیویی
    لینچ برای نخستین بار استفاد از بازی های ویدیویی آتاری را به عنوان مسائل بازتوانی شناختی در موقعیت های سرپایی شرح داده است. نسخه های اولیه ی این بازی ها مثل پونگ، پک من و متجاوزان فضایی در بازتوانی شناختی بیماران با مشکلات توجه، تمرکز، بازسازی فضایی و پردازش همزمان مورد استفاده قرار گرفت. در همه این بازی-ها زمان واکنش، رد گیری فضایی، توجه مستمر، توجه منقسم و پیش بینی تاثیرات پاسخ و آشنایی با محرک مورد نظر بود.


    2- نرم افزارهای آموزشی
    با معرفی کامپیوترهای شخصی در اوایل دهه 1960، نرم افزارهای آموزشی نیز گسترش یافتند. این نرم افزارها اغلب شامل محتوای اساسی حل مسئله ریاضی یا کلمات می شد که بر روی صفحه کامپیوتر ظاهر می شدند. با پیشرفت کامپیوتر ها، نرم افزارها نیز پیچیده تر شدند. نرم افزارهاایی مثل خواننده سرعت، ریاضی برای دنیای واقعی، رانندگی به سمت مدرسه از نرم افزارهای آموزشی بودند.


    3- نرم افزارهایی که مخصوص بازتوانی شناختی طراحی شدند
    درمانگران مختلفی آموزش شناختی مبتنی بر رایانه را در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 بطور مستقل طراحی کردند این افراد ابتدا نرم افزارها را برای پلت فرم اپل 2 تولید کردند. محتوای این برنامه ها عمدتاً بر آموزش نوجه، حافظه و مهارت های ادراکی-حرکتی متمرکز بود، اگرچه برخی بر حل مسئله و تفکر انتزاعی تاکید داشتند. همچنانکه سخت افزار و زبان های برنامه نویسی پیشرفت کردند نویسندگان نرم افزارهای ترمیم شناختی تجربه بیشتری کسب کرده، برنامه های جزیی تر، چالش انگیزتر، منعطف تر و مناسبتر با مشکلات واقعی دنیای بیماران را طراحی کردند.


    تمرین رایانه ای شناختی
    تمرین رایانه ای شناختی، شامل تکمیل تمارین رایانه ای گوناگون مشخص شده برای بهبود عملکرد شناختی در حوزه هایی مانند تمرکز پایدار، تفکر قبل از عمل، پردازش دیداری و شنیداری، خواندن و حافظه می باشد که در طیف گوناگونی از اختلالات شناختی مانند بیش فعالی همراه با نقص تمرکز، اختلالات یادگیری، آسیب مغزی، آلزایمر و پارکینسون قابلیت کاربرد دارد. اصل اساسی آن، کمک به بهبود هسته توانایی های شناختی و ضرورت خود-کنترلی برای دست یابی به موفقیت های تحصیلی و شناختی است.
    برنامه های رایانه ای تمرین شناختی با رویکردی فراشناختی و هم افزا و "تمرین برای مهارت" طراحی شده اند. این مدل طراحی شده برای تمرین مهارت های شناختی، به طور سلسله مراتبی است و برنامه ها به طور اختصاصی برای یک یا چند توانمندی شناختی برنامه ریزی شده اند. مفهوم سلسله مراتبی در این رویکرد به این شکل است که فرد می بایست یک سری از مراحل مشخص شده را که به طور معین به سمت محرک های پیچیده تر سوق داده می شوند، طی کند. تمرین شناختی رایانه ای برای کودکان با اختلالات یادگیری و نقص تمرکز همراه با بیش فعالی، این فرصت را می دهد که انواع گوناگونی از مهارت های شناختی ضروری مانند، توجه انتخابی، حل مسئله، کنترل پاسخ، سرعت پردازش شناختی، فهم و درک قوانین، آستانه شکست و توجه پایدار را آموزش داد. به عنوان مثال، کاربرد برنامه رایانه ای، این امکان را فراهم می سازد که "توجه انتخابی" را با اضافه کردن حواس پرت کننده های دیداری و شنیداری و ارائه مداوم صداهای زمینه ای در طی تمرین شناختی، پرورش داد. در این شرایط، اجرا کننده می بایست بین محرک مرتبط و محرک غیر مرتبط که هر دو به طور همزمان ارائه می شوند، تمیز قائل شود. حذف سر نخ ها و نشانه های دیداری و شنیداری در کنار فیدبک های دیداری و شنیداری نیز می تواند جهت بهینه سازی آستانه شکست و یادآوری قوانین تمرین، به کار گرفته شود. طول مدت تمرین یک مهارت شناختی هم می تواند در جهت آموزش توجه پایدار و کنترل پاسخ مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، مراحل بالاتر و سخت تر نه تنها می تواند برای تمرین افزایش پیچیدگی مهارت های شناختی به کار رود، بلکه زمان بیشتری را نیز برای اجرا نیازمند است که این خود ارتقاء مهارت های شناختی سطح بالاتر را به دنبال دارد. به علاوه، گزینه دیگری برای آموزش و تمرین کنترل پاسخ اجرا کننده وجود دارد که می توان با بازداری از کلیک و حرکت موس به این امر دست یافت (سندفورد،2003).
    همچنین سرعت پردازش ذهنی نقش مهمی در تمرین شناختی دارد. یافته ها گویای این است که کودکان با اختلالات یادگیری و بیش فعالی، زمان واکنش کندتر، پاسخ های متفاوت ناپایدار و خطا های بیشتری در آزمون های رایانه ای توجه دارند (میچل و همکاران، 1990). تمرین سرعت پردازش ذهنی، می تواند مطابق با توانمندی هر فردی تنظیم گردد. با سنجش سرعت پردازش ذهنی در خط پایه، تمرین مهارت شناختی اختصاصی، بر اساس کندی یا سریع بودن ارائه محرک ها که پاسخ صحیح یا اشتباه را میسر می سازد، محاسبه می گردد. علاوه بر مهارت های شناختی اشاره شده، پژوهش ها به روشنی مشخص ساخته اند که برنامه های رایانه ای تمرین شناختی، اثر گذاری زیادی بر کارکردهای اجرایی دارند. نقص در کارکردهای اجرایی که شامل خود-نظم دهی می باشد، عاملی مهمی در رفتارهای ناسازگارانه و عملکرد پایین تحصیلی افراد با اختلالات یادگیری و بیش فعالی است (کلارک و همکاران،2002). نقص های شناختی که در ضعف کارکرد اجرایی سهیم هستند، شامل: حافظه کوتاه-مدت فضایی، حافظه فعال، انعطاف پذیری ذهنی، توانایی برنامه ریزی، استدلال یابی کلامی انتزاعی، سرعت پردازش دیداری، سرعت پردازش اطلاعات پیچیده، توجه انتخابی، بازداری پاسخ رفتاری، بازشناسی حافظه فضایی، توجه پایدار، کنترل حرکتی، یادگیری کلامی، تولید راهبرد و توجه تقسیم شده می باشد (آدامز و اسکولینگ،2009؛ مارییانی و بارکلی، 1997). در حالی که بسیاری از دانش آموزان با اختلالات یادگیری حداقل در برخی از مهارت های شناختی ذکر شده مشکل دارند، تمرین رایانه ای شناختی می تواند به عنوان بهترین گزینه درمانی عمل کند؛ البته در صورتی که بر اساس نقایص اختصاصی و حوزه های قوت فرد انتخاب شود. این نقاط قوت و ضعف شناختی می تواند بر اساس مجموعه آزمون های جامع عصب-روانشناختی و کاربرد مقیاس های درجه بندی تکمیل شده توسط، والدین، معلمان و درمانگران، که نقاط گوناگون قوت و ضعف را رتبه بندی می کنند، مشخص شوند (سندفورد،2003).
    تمرین شناختی از طریق برنامه رایانه ای، فواید تجربه تعامل درمانی مثبت برای دانش آموزان با اختلالات یادگیری و نارسایی توجه/بیش فعالی را نیز دارد. مداوم گفتن این جملات که تمرکز کن، صبور باش، اینقدر تکان نخور، شلوغ نکن و زودباش کار کن؛ به ندرت می تواند منجر به تغییرات مثبت پایدار در رفتار کودک شود. اگر چه بهتر است تغییرات در طی تجربه شخصی و فیدبک مناسب رخ دهد. اگر تمرین های شناختی به صورت سرگرم کننده و شبه¬بازی باشند؛ سپس انگیزه افزایش خواهد یافت و "یادگیری از طریق عمل" به وقوع می پیوندد. هرچند که برنامه های رایانه ای تمرین شناختی، به ظاهر شبیه بازی های ویدئویی و آموزشی هستند، ولی هدف آنها آموزش یک موضوع درسی، سنجش دانش یا سرگمی نیست. برنامه های رایانه ای تمرین شناختی ابزارهایی را در اختیار قرار می دهد که از طریق آنها بتوان کمک کرد تا فرآیندهای پایه ای ذهنی که در یادگیری سطح بالا مهم هستند را بهبود بخشید. از طریق آنها می توان به کودکان با اختلالات یادگیری و نارسایی توجه/بیش فعالی این آموزش را داد که چگونه یک راهبرد فراشناختی می تواند به آنها کمک کند تا پاسخ و نگرش مثبت و مفید را در مقابل واکنش منفی و ناکارآمد انتخاب کرد. در این برنامه ها، اجراکنندگان با یکدیگر مسابقه نمی دهند ولی به سمت تعیین اهداف شخصی جهت ارتقای عملکرد تشویق می شوند (میسون،2004؛ نقل از علی بیگی، 1389).


    بازتوانی شناختی
    ترمیم کارکرد آسیب دیده
    بازتوانی شناختی درصدد بهبود نقایص زیربنایی و به تبع آن بهبود کلی کارکردهای شناختی است. روشهایی که بر مبنای این رویکرد مورد استفاده قرار می گیرند، عمدتا بر تحریک یا تمرین شناختی از طریق بسط و تمرینات تکراری تأکید داشته و اغلب مبتنی بر مواد و تکالیفی است.


    بهینه سازی کارکرد باقی مانده
    بهینه سازی کارکرد باقی مانده چنین فرض می کند که مکانیزمهای بهنجار پردازش شناختی موجودند، اما کارایی آنها کاهش یافته و با مداخلات آموزشی می توان آنها را به سطح بهینه رساند. تأکید اصلی این رویکرد بر توانمند سازی فرد در استفاده از فرایندها و مهارتهای حافظه و توجه است که قبل از آن بیماری موجود بوده اند.


    جبران کارکرد از دست رفته
    زمانی که آسیب مغزی گسترده بوده و نقایص شناختی شدید باشند، بازتوانی اغلب متمرکز بر یافتن راههایی می شود که به افراد در جایگزینی یا جبران نقایص شناختی کمک می کند. لذا با حمایت¬های بیرونی و تغییرات محیطی می توان افراد را در انجام تکالیف روزمره و کاهش تأثیرات ناشی از معلولیت توانا ساخت.
    نقطه قوت این رویکرد، کاربرد گسترده و موفقیت چشمگیر آن در توانمند سازی افراد برای دستیابی به استقلال در امور روزانه است. اگر چه استفاده از حمایت های بیرونی برای افرادی که آسیب شدید دارند، مناسب دانسته شده، اما بهره گیری از آن برای افراد دارای نقص خفیف شناختی نیز پیشنهاد می شود و در ترکیب با دیگر راهبردهای بازتوانی، نتیجه مطلوبی خواهد داشت (علی بیگی، 1389).