ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 19 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

خشونت درخانواده

آیا در خانواده‌ی شما هم پرخاشگری زیادی وجود دارد؟ چه کاری از دست شما برمی‌آید؟
دکتر سوزان هایتلر


بسیاری از ما در خانه‌هایی بزرگ شده‌ایم که پرخاش زیادی در آن جا بوده است. آیا کاری از دست ما برمی‌آید؟ پاسخ این است که بله!

 

agression in families


اگر خشم و عصبانیت سراغ خانواده‌ی شما هم می‌آید و تنش‌آفرینی می‌کند؛ و گاهی آن‌قدر زیاد می‌شود که حالت سوء استفاده و خشونت جسمی یا کلامی به خود می‌گیرد؛ بدانید که (۱) تنها نیستید و (۲) کارهایی هست که می‌توانید بکنید.


اخیرا این ایمیل تاثرآور را کسی برایم فرستاده بود:


«پدر من همیشه عصبانی است... و گاهی مهارخشمش را از دست می‌دهد... و [در این مواقع] مادرم را کتک می‌زند...»


جا دارد که از این جوان شجاع تشکر کنم! درخواست کمک او باعث بوجود آمدن انگیزه‌ی نوشتن این متن شد تا شاید به کسان دیگری که خانواده‌هایشان قربانی خشم وعصبانیت است، کمکی کرده باشم. از او ممنونم!


اگر خشم در فضای خانه باشد، چه با پرخاشگری همراه باشد و چه نباشد، مسئله‌آفرین است. پیش از آن‌ که به گزینه‌های پیش روی شما بپردازیم، نگاهی بیاندازیم به پاسخ من به ایمیل دوست جوانم:

 

دوست جوانم

شاید اولین و مهم‌ترین قدم برای تو یافتن نهادهایی است که پرداختن به آسیب‌های خانوادگی جزو وظائفشان است. مانند اورژانس‌های اجتماعی و غیره.

شماره‌ی تماس این نهادها را به مادرت بده تا اگر کمک خواست سراغشان برود. ضمنا شاید بد نباشد خودت هم از آن‌ها راهنمائی بگیری.

کار دیگری که می‌توانی بکنی این است که دفعه‌ی بعدی که پدرت مادرت را زد، با پلیس تماس بگیری. اکثر افراد وقتی بفهمند ممکن است کارشان عواقب قانونی پیدا کند، دست بر می‌دارند. کتک زدن هرکسی، از جمله اعضای خانواده ضرب و شتم است که خلاف قانون می‌باشد.

تو یا مادرت می‌توانید با پلیس تماس بگیرید و از آن‌ها بپرسید دفعه‌ی بعدی چه‌کاری می‌توانند برای شما انجام بدهند.

آفرین بر تو

دکتر هایتلر


خشم و عصبانیت موجب پدید آمدن فضای ناسالم در خانواده می‌شود.


هر خشونتی که باعث شود شما احساس کنید «امنیت ندارید» مسئله‌دار است. و هر نوع و میزانی ازخشونت و پرخاشگری اگرمتداوما در فضای خانه باشد، «احساس امنیت» را از شما خواهد ربود. و فرقی نمی‌کند که قربانی پرخاشگری چه کسی باشد، هرکدام از والدین یا هرکدام از فرزندان. در هر حال مشکل وجود دارد و باید برای آن کاری کرد.


معمولا پرخاشگری آهسته آغاز می‌شود و رفته‌رفته شدت بیش‌تری می‌یابد. چیزی شبیه به مراحل زیر را طی می‌کند.

  1. • ابتدا به صورت عصبانیت‌های مداوم و دستورات تکمراری و آزاردهنده ظاهر می‌شود. تاکید زیاد بر اینکه طرف مقابل (قربانی خشونت) کاری را اشتباه انجام داده است و باید سرزنش شود. انتقاد و اتهام‌های مداوم. (عواطف مسموم در خانه)
  2. • فریاد زدن، جیغ کشیدن، توهین و نفرین (پرخاش کلامی)
  3. • جدی‌تر شدن رفتارها و آسیب زدن به اشیاو البته سپس اعضای خانواده (آزار فیزیکی): مانند پرت‌کردن اشیا؛ هل دادن و تکان دادن قربانی؛ انواع ضرب و شتم مانند سیلی، چنگ، مشت، لگد، با کمربند زدن و غیره. تلاش برای خفه کردن فرد قربانی و در صورت تداوم، تلاش برای کشتن فرد قربانی.

آیا هیچ کدام از این درجات مختلف خشونت (عواطف مسموم، پرخاش کلامی و آزار فیزیکی) در خانه‌ی شما وجود دارند؟
متاسفانه بسیاری از قربانیان (پدر، مادر یا هرکدام از فرزندان) سیاست‌شان در قبال خشونتی که علیه‌شان رفته است، سکوت و تخفیف مسئله در ذهن خودشان است. گفتن جملاتی مانند:


• «او تحت فشار است و منظور خاصی ندارد.»
• «همه‌ی مادران بر سرفرزندانشان فریاد می‌زنند و ممکن است گاهی آن‌ها را بزنند؛ این که چیز خاصی نیست».
• «خشم و پرخاشگری او هرچقدر هم غلط باشد، حق دارد چون من وظائفم را به خوبی انجام نداده‌ام.»
• و متاسفانه یکی از رایج‌ترین تخفیف‌های ذهنی این است که «گاهی خشمگین می‌شود وگرنه بیش‌تر مواقع مهربان است. و من نمی‌توانم او را بابت فقط گاهی خشن شدن سرزنش کنم. باید مجموعه‌ی رفتارهای هرکسی را قضاوت کرد.»
• «بدون او چه کاری از دست من ساخته است؟ من که نمی‌توانم بدون او زندگی کنم!»


اگر شما هم به نحوی جملاتی مانند این را بر زبان می‌آورید یا چنین گزاره‌هایی در ذهن دارید، احتمالا در حالت «انکار» به سر می‌برید. یعنی با اینکه بر شما ظلمی سنگین رفته است اما خودتان را با انکار و نادیده‌گرفتن آن آرام کرده‌اید.


اگر خانواده‌ی شما هم قربانی خشونت است، چه کاری از دست شما ساخته است؟

اگر این شما هستید که پرخاشگری می‌کنید و خشمگین می‌شوید، اولین و مفیدترین کاری که از دستتان برمی‌آید این است که به محض عصبانی شدن، محیط را ترک کنید. بروید جای دیگر و وقتی آرام شدید برگردید و مسئله را در فضایی دوستانه‌تر ادامه بدهید. نگران نباشید کسی در این فاصله حق شما را نمی‌گیرد. بدانید که وقتی عصبانی هستید اصلا نمی‌توانید کمکی به حل مسئله بکنید و فقط نهایت کارتان سرزنش و تحقیر خواهد بود.
اگر هم عصبانیت از سوی کس دیگری در خانواده است، باز هم به محض عصبانی شدن او محیط را ترک کنید یا موضوع بحث را تغییر بدهید. به او بگویید حتما وقتی هر دو آرام بودید درباره‌ی این موضوع گفت و گو خواهید کرد. حتی اگر بیان کردنش بی‌ادبانه است با رفتارتان بفهمانید که فقط و فقط وقتی با او صحبت می‌کنید که گفتار و لحن او آرام شده باشد.


عصبانیت را نشانه‌ی توقف بدانید.


خیلی‌ها هم می‌توانند از راهنماهایی کلاس‌های کنترل خشم استفاده کنند. بدون شک صحبت با یک مشاور هم می‌تواند به شما کمک کند.
اگر خشونت در خانه، کودکان را هدف گرفته است، مطالعه و افزایش آگاهی درباره‌ی مهارت‌های فرزندپروری می‌تواند بسیار کارآرا باشد. معمولا والدینی سراغ خشونت می‌روند که نمی‌دانند برای کنترل فرزندانشان باید چه کاری انجام دهند.


اگر والدین خودشان در فضایی خشن تربیت یافته باشند، احتمال اینکه علیه فرزندان یا علیه یکدیگر سراغ پرخاشگری بروند بیش‌تر هم می‌شود. اگر این مورد بسیار حاد باشد، می‌توان از روان‌درمانی فردی یا حتی زوج‌درمانی بهره گرفت.


ملایم‌ترین خشونت‌ها هم اگر متداوم باشند، زیاد است.


کودکان اگر احساس امنیت کنند، جرات پیدا می‌کنند و به سوی شکوفایی قدم بر می‌دارند؛ چون این برداشت را دارند که دنیا محل امنی است. اما اگر فرزندان ما احساس تهدید کنند، می‌ترسند و دنیا را محل ناامنی می‌بینند. کسانی که تن صدایشان هنگام بیان مسائل خشمگین می‌شود؛ کسانی که به جای حل مسئله سراغ انتقاد، کنترل و سرزنش یکدیگر می‌روند؛ برای تمام اعضای خانواده من جمله خودشان اضطراب ایجاد می‌کنند و راه را بر یکدیگر سد می‌کنند. همه در چنین فضایی بازنده هستند.


اعضای خانواده وقتی می‌توانند سراغ خودشکوفایی بروند و در کنار هم احساس خوشبختی کنند که پیش از آن احساس آرامش و امنیت کرده باشند. برای ایجاد حس امنیت مهم است راهی برای پرداختن به مسائل، مشکلات و تفاوت‌ها (که غیرقابل اجتناب میان هر دو نفر اند) وجود داشته باشد.


اگر خشونت در خانه‌ی شما هم رو به افزایش است، دست روی دست نگذارید تا بیش‌تر شود. امنیت روانی و حتی فیزیکی شما و دیگر اعضای خانواده مهم است. علائم اولیه را پیدا کنید، سعی کنید تا الگوی حل مسئله خانواده‌تان را تغییر بدهید، و اگر کاری از عهده‌ی شما بر نمی‌آید، سراغ کمک از بیرون بروید. اما در هر حال دست روی دست نگذارید.