ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 13 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

10 الگوی رفتار اعتیادی

از کجا بدانید به چیزی اعتیاد دارید؟

نوشته‌ی دکتر شهرام حشمت

addictive behavior

لیست زیر که برگرفته از مطالعات علوم اعصاب، روانشناسی، و تجربه‌ی بالینی می‌باشد، چندین الگوی کلیدی رفتار که با اعتیاد در ارتباط هستند را مشخص می‌کند:

1. تلاش‌های ناموفق برای ترک

افراد معتاد معمولاً میل به ترک کامل را ابراز می‌کنند، ولی قادر نیستند به تصمیمشان برای ترک پایبند بمانند. پرهیز کوتاه‌مدت رایج است، اما نرخ بازگشت در بلندمدت بالاست. همانطور که مارک تواین در مورد درد ترک دخانیات می‌گوید: "کار آسانی‌ست. هزار بار انجامش داده‌ام".

2. بازگشت برخاسته از نشانه

تجربه‌ی استفاده از ماده‌ی اعتیادآور، مصرف کننده را به نشانه‌های محیطی حساس می‌کند که این به نوبه‌ی خود به ولع دامن می‌زند. این نشانه‌ها (مثل صدای به هم خوردن تکه‌های یخ) پیام فرصت مصرف را می‌دهند. برای مثال، معتادانی که بعد از خروج از مرکز توانبخشی به محیط قدیمی خود بازمی‌گردند، بیشتر احتمال دارد ولع را تجربه کرده و مصرف را باز از سر بگیرند. همچنین یک معتاد در حال بهبود به احتمال بیشتری با چشیدن طعم اندکی از ماده‌ی مورد نظرش یا با تجربه‌ی استرس به مصرف بازگردد. این دقیقاً همان پدیده‌ای‌ست که انجمن الکلی‌های گمنام در موردش هشدار می‌دهد، که الکلی‌های پاک اگر نوشیدن گهگاهی را از سر بگیرند، مجدداً کنترل خود را از دست خواهند داد.

3. از دست دادن کنترل

از دست دادن کنترل به این معناست که فرد دانسته برخلاف تصمیمش برای پرهیز عمل می‌کند – مثل خوردن دسر زیاد بعد از تصمیم برای رژیم گرفتن. واکنش معمول به این شکست شامل هیجانات منفی شدید (مثل افسردگی و تنفر از خود) می‌شود. به همین خاطر است که برنامه‌ی دوازده قدمی الکلی‌های گمنام با این جمله شروع می‌شود که "ما می‌پذیریم که در برابر الکل ناتوانیم، و زندگی‌مان غیرقابل مدیریت شده است".

4. میل بدون لذت

معتادها معمولاً رفتارشان را حتی بعد از اینکه خودشان می‌گویند دیگر از ماده‌ی مصرفی (مثل سیگار یا نوشیدنی) لذت نمی‌برند هم ادامه می‌دهند. معتادان به مواد مخدر اغلب ابراز می‌کنند که حتی بعد از اینکه دیگر مواد برایشان ایجاد لذت نمی‌کند هم به مصرف آن ادامه می‌دهند. بعضی سیگاری‌ها نفرت عمیقی نسبت به سیگار کشیدن ابراز می‌کنند، اما به مصرف منظم آن ادامه می‌دهند.

5. مراقب ماندن

با وجود ظهور روش‌های مؤثر درمان، هنوز هیچ درمان کاملی برای اعتیاد وجود ندارد. معتادان در حال بهبود اغلب گرایششان به اشتباه کردن را از طریق تمرین کنترل شناختی، مثل کاهش یا حذف داوطلبانه‌ی فرصت‌های آتی برای مصرف، مدیریت می‌کنند. هدف اصلی، کاهش احتمال مواجهه با نشانه‌هایی‌ست که به بازگشت به مصرف دامن می‌زنند. برای مثال، حتی افرادی که سال‌هاست پاک هستند همچنان در گردهمایی‌های گروه‌های حمایتی الکلی‌های گمنام شرکت می‌کنند – موقعیت‌هایی که در آن‌ها هیچ درمان خاص یا موادی ارائه نمی‌شود.

6. اعتیاد چندگانه

بسیاری از معتادان اغلب یک مشکل وسواسی را با یکی دیگر جایگزین می‌کنند. آن‌ها سراغ کار یا قمار وسواسی می‌روند، یا از رابطه‌ی جنسی همان استفاده‌ای را می‌کنند که قبلاً از مواد شیمیایی می‌کردند برای مبارزه با پوچی، ملالت، اضطراب یا افسردگی‌ای که دائماً آن‌ها را تهدید به در هم شکستن می‌کنند.

7. خود-درمانی

نظریه‌ی خود-درمانی اعتیاد ادعا می‌کند که افرادی که در مهارت‌های تنظیم هیجان – مهارت‌های مرتبط با اصلاح واکنش‌های هیجانی و تحمل هیجان‌های منفی – نقص‌هایی دارند، ممکن است از مواد به عنوان تلاشی برای مدیریت حالات عاطفی منفی یا آزارنده‌شان استفاده کنند. برای مثال، افرادی که تاریخچه‌ی قرار گرفتن در معرض محیط‌های ناسازگار در کودکی (مثل سوء استفاده‌ی فیزیکی و جنسی) را دارند، معمولاً ظرفیت کمتری برای تنظیم هیجان‌های منفی و مقابله‌ی مؤثر با استرس را دارند.

8. آسیب‌پذیری ژنتیکی

بیشتر افرادی که مواد را امتحان می‌کنند، فقط چند بار آن را مصرف می‌کنند. خیلی‌ها هیچ‌وقت از مرحله‌ی امتحان کردن فراتر نمی‌روند. باقی افراد سریعاً، درگیری عمیقی با آن پیدا کرده و برای مدتی طولانی اینگونه می‌مانند. شواهد قابل توجهی مبنی بر وجود یک آمادگی ژنتیکی برای معتاد شدن وجود دارد. به عنوان مثال، به دلیل آسیب‌پذیری ژنتیکی، فرزندان افراد الکلی تحت خطر بیشتری برای مشکلات مربوط به الکل در آینده هستند، و خیلی از آنها سطوح بالای تکانش‌گری را نشان می‌دهند. بنابراین، ممکن است شما یک نخ سیگار بکشید و دیگر میلی به آن نداشته باشید، اما یک فرد آسیب‌پذیر از لحاظ ژنتیکی، بعد از کشیدن اولی با میل به کشیدن سیگار بعدی دست به گریبان شود.

9. "سوء مصرف مواد" در برابر "اعتیاد"

آیا تفاوتی میان یک فرد مبتلا به سوء مصرف مواد و یک معتاد یا الکلی هست؟ در یک مقطع زمانی نامشخص، مبتلایان به سوء مصرف مواد دیگر کنترل خود بر روی مصرفشان را از دست می‌دهند. وقتی فرد از این خط نامشخص عبور کند تغییری در مداربندی مغز او ایجاد می‌شود که به سادگی قابل بازگشت نیست. هر فرد معتادی ابتدا با مصرف تفننی شروع می‌کند و سپس به مصرف وسواسی تغییر مسیر می‌دهد.

10. اعتیاد محدود به سوء مصرف مواد نمی‌شود

مفهوم روانشناختی شرطی‌سازی عامل بیان می‌کند که اگر به دنبال یک رفتار، یک تجربه‌ی پاداش بیاید، احتمال تکرار آن رفتار در آینده بیشتر می‌شود. شرطی‌سازی عامل به انسان‌ها این امکان را می‌دهد که رفتارهایی را بیاموزند که به پاداش‌ها (یا پیامدها)ی خاصی منجر می‌شوند. برای مثال، با یادگیری این که انجام بازی‌های کامپیوتری (یا وبگردی، خرید کردن، یا کار) می‌تواند کاهش پریشانی را به همراه داشته باشد، فرد به احتمال بیشتری در آینده آن رفتار را تکرار خواهد کرد.