ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 15 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

سکوت، سوء رفتار کلامی

سوء رفتار کلامی دست کمی از سوء استفاده‌ی جنسی ندارد
نوشته‌ی پگ استریپ

left alone


«مادر من نه فریاد می‌زد، نه مرا سرزنش می‌کرد و نه خبری از کتک یا هر چیز دیگری بود، اما سکوتهای او در مواقعی که باید چیزی می‌گفت هم کتک بود، هم فریاد بود، هم سرزنش بود و هم همه‌چیز.» کاتلین- ۲۵ ساله


شکی نیست که در نگاه جامعه، سوء رفتار جسمانی به مراتب بدتر از سوء رفتار کلامی در نظر گرفته می‌شود، حال آنکه هردو به یک میزان ویران‌گرند. اما برای عموم افراد وقتی اصطلاح «سوء رفتار کلامی» به میان می‌آید، احتمالا تصاویری از کسی که دارد بر سر کودکی فریاد می‌کشد، او را تحقیر می‌کند یا به او ناسزا می‌گوید در ذهن متبادر می‌شود. البته که چنین وضعیتی درباره‌ی بسیاری از خانوارها درست است اما همیشه چنین نیست. در واقع یکی از بدترین انواع سوء رفتار کلامی، سکوت است؛ سکوت در پاسخ به یک پرسش، سکوت در برابر یک خواسته، سکوت در برابر نظر دیگران. «سکوت» ظرفیت زیادی برای تمسخر و شرمساری طرف مقابل فراهم می‌کند. بخصوص اگر آن فرد فرزند ما باشد.


کودکی که مورد سوء رفتار کلامی «سکوت» قرار می‌گیرد نسبت به کودک دیگری که بر سرش داد و فریاد می‌زنند، از نظر عاطفی به آشفتگی بیشتری دچار می‌شود. یکی از دلایل این مسئله آن است که «سکوت» پیامی مغشوش در بطن خود دارد و فهم انگیزه‌ی بزرگسالی که عمدا سکوت کرده است، برای کوذکان تقریبا غیرممکن است. یکی از پیام‌هایی که در «سکوت» نهفته است این است که گویا آن کودک نامرئی است؛ یا از آن بدتر، آنقدر بی‌اهمیت است که ارزش پاسخ داده شدن هم ندارد.


همه‌ی پژوهش‌ها و یافته‌های علمی درباره‌ی سوءرفتارهای کلامی، حتما درباره‌ی «سکوت» هم صادق اند. برخی از مهم‌ترین عواقب سوء رفتار کلامی با کودکان به شرح زیر است.


• انحراف رشد طبیعی مغز کودک
• درونی‌شدن و آموختن عادت «انتقاد از خود»؛ به این شکل که کودک می‌آموزد هر اشتباهی که کرد، حتما ریشه در عمق شخصیت او دارد. او دیگر اشتباهات خود را نه اشتباه بلکه گناه تلقی خواهد کرد.
• شکل‌گیری دل‌بستگی ناایمن در کودک؛ که به نوبه‌ی خود منجر به ضعف در مهار استرس و توانایی برقراری ارتباط سالم با دیگران میشود.
• ضعف در هوش اجتماعی، حل مسئله و تنظیم هیجانی


سوء رفتار «سکوت» انواع متفاوتی دارد و هر نوع، آسیب خاص خودش را به کودک وارد می‌کند. بدون شک این ضربه‌ها فقط محدود به کودکی باقی نمی‌مانند و تاثیراتشان در تمام طول عمر آن کودک گسترش خواهد یافت. من تمام رفتارهایی که پژوهش‌ها بررسی کرده بودند را در یک دسته‌بندی توصیفی، و نه الزاما پژوهشی، جای داده‌ام تا برای خوانندگان غیر متخصص فهم و دسته‌بندی آن‌ها آسان‌تر شود.


1. ناپدید انگاشتن: نادیده گرفتن
بیش‌تر اطلاعاتی که کودکان درباره‌ی جهان و روابط انسان‌ها کسب می‌کنند، به اصطلاح دست دوم هستند. وقتی مادری مراقب و هشیار باشد و به نیازهای فرزندش هوشمندانه و بدون معطلی پاسخ بدهد، رفته‌رفته کودک به این باور می‌رسد که اهمیت دارد و لایق توجه است؛ همینجاست که هسته‌های ابتدایی و اصلی عزت نفس کاشته می‌شوند. مادری که به خوبی مراقب فرزندش است این پیام را به او منتقل می‌کند که «تو به حد کافی خوب هستی» و این پیام جرئت و اعتماد به نفس لازم برای جست‌وجو و کنجکاوی درباره‌ی جهان را به فرزند منتقل می‌کند. اما فرزندی که مادرش او را نایده می‌گیرد، این پیام را دریافت می‌کند که لایق توجه نیست، بدون اینکه حتی دلیل آن را بداند.


به لطف پژوهش‌های ادوارد تورانیک و همکارانش در حدود چهل سال پیش، دیگر تقریبا می‌دانیم که نادیده گرفته شدن چگونه به کودکان و نونهالان آسیب می‌زند (پیش از آن باور بر این بود که کودکان چهار یا پنج ماهه اصلا رابطه‌ای با مادرشان برقرار نمی‌کنند). تورانیک از کودکان در حالی که در واکنش به لبخند، کلمات، حالات و نوازش‌های مادرانشان می‌خندیدند، صدا در می‌آوردند و دست‌هایشان را تکان می‌دادند فیلم‌برداری کرد (دقت کنید که استفاده از فیلم‌برداری در سال ۱۹۷۸ روشی نوین و جسورانه محسوب می‌شده است). سپس تورانیک از مادران خواست با صورت‌هایی بی‌حس بایستند و هیچ واکنشی به نوزادانشان نشان ندهند. آن نوزادان ابتدا تلاش کردند تا توجه مادر را جلب کنند و وقتی نتوانستند تلاششان را بیش‌تر کردند تا اینکه ناامید شدند، نگاهشان به سوی دیگری دوخته شد و گریه را سر دادند. در آن فیلم‌ها می‌توان به خوبی مشاهده کرد که نوزادان با تمام خستگی و ناامیدی در صندلی‌هایشان فرو میروند.


تکرار همین پژوهش با نونهالانی که میتوانستند صحبت کنند، همین نتایج را تکرار کرد. وقتی نونهالان با چهره‌های بی‌احساس مادرانشان مواجه می‌شدند سعی می‌کردند توجه آن‌ها را به خود جلب کنند، و تمام کارهای لوسی که قبلا برایشان مفید بوده را مجددا اجرا می‌کردند. در ادامه وقتی شکست می‌خوردند و همچنان تلاششان بی‌فایده می‌ماند، پشتشان را به مادرانشان می‌کردند. نام این رفتار کودکان اجتناب است، رفتاری که در مواجه با درد انجام می‌شود. برای همین می‌توان استنباط کرد که نادیده گرفته شدن و رها شدن برای انسان دردناک است.


شکی نیست که در ادامه‌ی پژوهش مادران دوباره لبخند زدند و کودکان نیز به روابط گرم و حال خوب پیشین بازگشتند، هرچند نه با سرعت زیاد. اما اگر کودک شما در زندگی روزمره نادیده گرفته شود، در صورت عدم جبران به موقع، نتیجه‌ی این سوء رفتار می‌تواند در ادامه‌ی کودکی او، نوجوانی او و در صورت اقدام نکردن برای رواندرمانی، برای تمام عمر ادامه یابد.


2. سکوت مرگبار: ختم مکالمه
وقتی است که در میانه‌ی یک مکالمه (من جمله دعوا) یکی از طرفین گفت و گو را قطع می‌کند و دیگر بحث را ادامه نمی‌دهد. جان گاتمن، متخصص ازدواج، این نوع رابطه را علامتی قطعی برای قطع امید از نجات یک رابطه می‌داند. برای یک بزرگ‌سال تحمل چنین وضعیتی به حد کافی سخت و دشوار است. حال تصور کنید هضم چنین رفتاری برای یک کودک، که پیش از آن هم در اثر موصوع اصلی دعوا خشمگین و ناامید شده است، چقدر دشوار می‌تواند باشد.


نداشتن مکانیسم‌های دفاعی مناسب و رشدیافته در کودکان، دقیقا موضوعی است که پژوهشگران اسرائیلی را به پژوهش درباره‌ی تاثیرات بلندمدت سوء رفتار در دوران کودکی جلب کرد. آن‌ها نتیجه گرفتند که سرمنشاء آسیب به عزت نفس را باید در ناتوانی در مقابله و حفاظت از خود و در رابطه‌ی کودکان با مراقبان اولیه‌شان جست‌و‌جو کرد؛ یعنی همان زمانی که آن‌ها بر اثر عدم پاسخ‌گویی مناسب والدینشان این پیام را دریافت کردند که «من آنقدرها هم لیاقت محبت و توجه را ندارم».

 

3. سکوت نیش‌دار: تحقیر و تمسخر
تحقیر یک کودک می‌تواند انواع حالت‌ها را داشته باشد؛ از گراندن چشمان به دور چشم در برابر خواسته‌های او تا خندیدن به او یا حرف‌هایش و از همه وحشتناک‌تر، او را سوژه‌ی جوک‌ها قرار دادن. این نوع خاص از قلدری در بعضی خانوارها به شکل تیمی متشکل از یکی از والدین و تعدادی از خواهرها و برادرها در می‌آید که قربانی‌شان را در وسط می‌اندازند و تحقیرش می‌کنند؛ حتی گاهی ممکن است آن قربانی سپربلا و مقصر تمام کارهایی جلوه داده شود که نکرده است. والدین سلطه‌گر و آن‌هایی که نیاز دارند تا مرکز توجه باشند، معمولا از این روش برای حفظ نوع خاص روابطی که مد نظرشان است والبته حفظ جایگاهشان در آن روابط استفاده می‌کنند. بار دیگر می‌بینیم که برای آسیب زدن به یک کودک نیازی نیست صدایمان بلند شود.


4. القای تردید
این نوع از سوء رفتار وقتی است که کسی باعث شود کودک در ادراکاتش از خودش دچار شک و تردید شود. برای چنین القائاتی نیازی به فریاد زدن نیست؛ تنها کاری که لازم است انجام بشود این است که بگوئیم کاری که فرد ادعای انجام آن را دارد، اصلا انجام نداده است. یا بگوئیم آن کار را به خوبی انجام نداده است. با توجه به رابطه‌ی نابرابر قدرت در روابط والد-فرزندی که باعث می‌شود فرزندان ما، حرف ما را حجت بدانند (لااقل تا آن زمان که به سنی برسند که ما را زیر سوال ببرند)، القا کار دشواری نیست. القا نه تنها موجب می‌شود یک کودک فکر کند نکند «دیوانه» است بلکه اطمینانش به افکار و احساسات خودش را هم برای مدتی طولانی از او می‌گیرد. مجددا، فراموش نکنید که کودکان مکانیزم‌های دفاعی هشیارانه ندارند.


5. «برای خودش می‌گویم»: انتقاد بی‌مورد
در بسیاری از خانوارها، سوءرفتارهایی که علیه کودکان اعمال می‌شوند با عنوان «اصلاح شخصیت کودک» توجیه می‌شوند. در چنین فضاهایی همه‌نوع بی‌رحمی و خودخواهی علیه کودکان با عناوینی مانند «نباید خودخواه شود»، «نباید تنبل بار بیاید»، «باید سنگین باشد»، «باید قانون را بیاموزد» اعمال می‌شوند. و وقتی چنین رویکردی با حساسیت نشان ندادن نسبت به نیازهای فرزندان همراه شود، دوباره پیام بی‌ارزشی را القا می‌کند.


6. سکوت عاطفی: نبود هبچ‌گونه تحسین، حمایت، یا ابراز علاقه
به زعم نگارنده، آسیب چنین سکوتی چنان مهیب است که نمی‌توان درباره‌اش نوشت. کودکان همانند آب، عذا، پوشاک، و مسکن، محتاج دریافت محبت، تحسین، حمایت و ابراز علاقه و عشق والدین‌شان هستند. در خانه‌ای که این نیازهای اولیه از آنان سلب می‌شود، حتما رشد آن کودکان دچار مشکلات جدی خواهد بود.