ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 15 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

انواع افسردگی، خودکشی و راه‌حل‌های پیش رو

افسردگی و خطر خودکشی

آرش منجم


افسردگی یکی از عوامل خطر جدی خودکشی است. برای بعضی وقتی ناامیدی و اندوه عمیق با دیگر علائم افسردگی همراه می‌شوند، خودکشی تنها راه پایان دادن به رنجی‌است که برایشان بی‌پایان می‌نماید. اگر کسی از عزیزان شما به افسردگی مبتلاست، هر صحبت یا رفتاری که می‌تواند نشانه‌ی خودکشی باشد را جدی بگیرید:

1. صحبت درباره‌ی آسیب زدن به خود
2. ابراز ناامیدی و احساس گیرافتادن
3. مشغولیت ذهنیت غیرعادی با مرگ
4. انجام رفتارهای بسیار پرخطر، گویی که آرزوی مرگ در اثر آن رفتار را دارند (مثلا با سرعت از چراغ قرمز خطرناک رد شدن)
5. خداحافظی غیر عادی با اطرافیان
6. مرتب کردن امور (بخشیدن دارایی‌های ارزشمند)
7. گفتن جملاتی مانند اینکه «همه بدون من راحت‌تر بودند»
8. تغییر ناگهانی از غم و ناراحتی به آرامش و شادی.
اگر فکر می‌کنید کسی از اعضای خانواده یا دوستان شمابه فکر خودکشی است، نگرانی خود را با او ابراز کنید و دست یاری به سویش دراز کنید. صحبت درباره‌ی افکار خودکشی می‌تواند جان یک نفر را نجات بدهد.

 

depression and hands


اگر شما میل به خودکشی دارید


وقتی که احساس افسردگی و فکر خودکشی سراغ شما می‌آیند، اصلا به نظر نمی‌رسد که موقتی باشند. اما مطمئن باشید با گذشت زمان حالتان بهتر می‌شود، بخصوص اگر کمک بگیرید. افراد زیادی هستند که دوست دارند و می‌خواهند به شما کمک کنند؛ حتما سراغشان بروید! می‌توانید به اورژانس اجتماعی تلفن کنید.
علائم افسردگی ممکن است نسبت به سن و جنسیت بسیار متفاوت باشند


بروز افسردگی در میان زنان و مردان و در میان گروه‌های سنی مختلف، متفاوت است.


افسردگی در مردان


بعید است که مردان افسرده احساساتی همچون نفرت از خود و ناامیدی را بروز دهند. در عوض، آن‌ها از مسائلی همچون احساس خستگی، بی‌قراری، مشکلات خواب، و از دست دادن علاقه‌شان به کار و تفریح شکایت دارند. احتمال داشتن نشانگانی مانند خشم، پرخاش‌گری رفتارهای ناایمن، و مصرف مواد در مردان بیش‌تر است.


افسردگی در زنان


در زنان افسرده بیش‌تر می‌توان نشانگانی مانند احساس گناه، خواب فراوان، پرخوری و افزایش وزن را دید. دفسردگی در زنان می‌تواند تحت تاثیر تغییرات هورمونی دوره‌ی قائدگی، بارداری و یائسگی واقع شود. از هر هفت زن یکی بعد از تولد فرزندش دوره‌ای از افسردگی (که به نام افسردگی پس از زایمان شناخته می‌شود) را تجربه می‌کند.


افسردگی در نوجوانان


بی‌قراری، خشم، اضطراب و نگرانی واضح‌ترین علائم در نوجوانان افسرده هستند، اما غم معمولا جایی در این بین ندارد. نوجوانان گاهی از مسائلی همچون سردرد، دل‌درد و دیگر دردهای تنانه نیز ممکن است در رنج باشند.


افسردگی در افراد مسن


افراد مسن بیش‌تر از علائم جسمانی در رنج خواهند بود تا مشکلات هیجانی و عاطفی و نشانگان روانی افسردگی کم‌تر در ایشان واضح است. بنابراین احساس خستگی، دردهای غیر قابل توضیح و مشکلات حافظه در این گروه علائم اصلی افسردگی خواهند بود. همچنین ممکن است دیگر به ظاهر خودشان توجه نکنند و حتی از مصرف داروهای ضروری اجتناب کنند.


انواع افسردگی


افسردگی انواع گوناگونی دارد و اینکه افسردگی یک نفر از کدام نوع است، تعیین‌کننده‌ی نوع درمان و پیش‌آگهی آن فرد خواهد بود.
افسردگی اساسی: افسردگی اساسی از افسردگی‌های ضعیف و افسرده‌خوئی به میزان کم‌تری رایج‌اند. خصوصیت اصلی این نوع افسردگی این است که نشانگان آن مرد افکن و بدون انقطاع و شدید ادامه می‌یابند. اگر اقدام درمانی صورت نگیرد، افسردگی اساسی برای حدود شش ماه می‌تواند دوام داشته باشد. خیلی‌ها فقط یک دوره ابتلا به یکی از این انواع افسردگی را تجربه می‌کنند اما افسردگی اساسی می‌تواند باز هم مجددا تکرار شود.
افسردگی بی‌شکل: افسردگی بی‌شکل نوعی از افسردگی اساسی است که الگوی علائم خاص خودش را دارد. این نوع از افسردگی به برخی داروها بهتر از بقیه پاسخ می‌دهد، برای همین هم شناسایی به موقع ان حائز اهمیت است. کسانی که از افسردگی بی‌شکل در رنج‌اند معولا یک چرخش موقت در خلق‌شان نسبت به وقایع مثبت را، مانند شنیدن یک خبر خوب یا وقت‌گذرانی با دوستان، تجربه می‌کنند. نشانگان دیگر افسردگی بدون شکل شامل افزایش وزن، افزایش اشتها، پرخوابی افراطی، احساس سنگینی در دستان و پاها، و حساسیت نسبت به ترد می‌شوند.
افسرده خوئی: افسرده‌خوئی یعنی یک خلق غمگین ضعیف اما همیشگی. بیش‌تر روزها سايه‌ای از غم همراه مبتلایان است و فقط روزهای کمی یافت می‌شوند که اوضاع متفاوت باشد. علائم افسرده‌خوئی به قوت افسردگی اساسی نیستند اما مدت زمان طولانی تداوم می‌یابند (مثلا دو سال). برای برخی ممکن است افسرده‌خوئی با افسردگی اسای همراه شود، وضعیتی که به آن «افسردگی مضاعف» می‌گویند. اگر از افسرده‌خوئی در رنج باشید، ممکن است به خود نگاه کنید و ببینید همیشه حالتان کمی بد بوده است؛ طوری که اصلا گویی شما آدم غمگینی هستید.
اختلال افسردگی فصلی: برای برخی کم شدن ساعات نورانی در زمستان می‌تواند به منجر به نوعی از افسردگی به نام اختلال افسردگی فصلی بشود. این بیماری ۱ تا ۲ درصد از همه‌ی مردم را گرفتار می‌کند، بخصوص زنان و افراد جوان در برابر آن آسیب‌پذیرند. اختلال افسردگی فصلی می‌تواند شما را چنان دستخوش تغییر کند که کسی که در تابستان شما را دیده است، اصلا شما را نشناسد. ناامیدی، غمگینی، عصبی بودن، استرس، عدم علاقه به دوستان و تمام فعالیت‌های لذت‌بخش دیگر، از جمله نشانگان افسردگی فصلی هستند. افسردگی فصلی معمولا در پاییز یا زمستان، همراه با کوتاه شدن روزها آغاز می‌شود و تا روزهای طولانی‌تر بهار باقی می‌ماند.

 

علل افسردگش و عوامل زمینه‌ساز آن


برخی از بیماری‌ها علل فیزیولوژیک معینی دارند که وضعیت انتخاب درمان آن‌ها را هم کاملا واضح می‌کند، اما در خصوص افسردگی چنین نیست. افسردگی فقط محصول یک عدم تعادل بیوشیمیایی در مغز نیست که با انواع داروها بتوان آن را به سادگی تمام درمان کرد. بلکه افسردگی محصول ترکیبی از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است. به بیان دیگر، انتخاب‌های شما در سبک زندگی‌تان، در روابط‌تان، و توانایی شما در مهارت‌های مقابله با استرس به اندازه‌ی ژنتیک و عوامل ارثی در پدید آمدن یا نیامدن افسردگی سهیم‌اند.


عوامل زمینه‌ساز افسردگی هم عبارتند از:
1. تنهایی و انزوا
2. نبود حمایت‌های اجتماعی
3. تجربیات پر رنج در زندگی
4. تاریخچه‌ی افسردگی در خانواده
5. مسائل ارتباطی و زناشویی
6. مشکلات مالی
7. وقایع هول‌ناک یا سابقه‌ی سوءاستفاده در کودکی
8. سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
9. بیکاری
10. مشکلات جدی سلامتی یا دردهای مزمن


اما شناسایی علل افسردگی می‌تواند در انتخاب نوع درمان نقش بازی کند. مثلا، اگر علت افسردگی شغل ناسالم شما باشد، بهترین درمان یافتن شغل مناسب است، نه مصرف داروهای ضد افسردگی. اگر به تازگی به جای جدیدی سفر کرده‌اید و احساس تنهایی و غمگینی دارید، یافتن دوستان جدید کلید حل مسئله‌ی شماست. حال فرض کنید همین اهمیت تشخیص علت در مورد تمام علل روانی و فیزیولوژیک هم برقرار است.


چه کاری از دست شما برمی‌آید


وقتی که افسرده هستید، ممکن است حس کنید دیگر هیچ امیدی نمانده است. اما کارهای زیادی هست که می‌توانید برای خلق‌تان بکنید. اولین کار این است که اهداف بسیار بسیار کوچکی تعیین کنید و از همان‌ها هم شروع کنید. یافتن دوباره‌ی احساسات خوب مطمئنا زمان می‌برد اما مطمئن باشید روزی همه‌ی حس‌های خوب برمی‌گردند و وضعیت فعلی موقت است؛ بخصوص اگر کاری جهت درمان افسردگی‌تان بکنید حتما به زودی این اوضاع برایتان تغییر می‌کند.
سراغ آدم‌های دیگر بروید: تنهایی افسردگی را بدتر می‌کند. پس به سراغ دوستان و عزیزانتان بروید، حتی اگر نمی‌خوهید باری بر دوش دیگران باشید یا تنهایی را ترجیح می‌دهید. باور کنید صحبت رو در رو با شخصی دیگر درباره‌ی احساساتتان می‌تواند کمک خیلی بزرگی برایتان باشد؛ لزومی هم ندارد آن فرد بتواند حال شما را خوب کند. فقط کافی است شنونده‌ی خوبی باشد؛ از همان کسانی که با توجه گوش می‌دهند و قضاوتتان نمی‌کنند.
حرکت کنید: برای کسی که از افسردگی رنج می‌برد بیرون آمدن از تخت خواب می‌تواند یک کار نشدنی به نظر برسد، چه برسد به ورزش کردن. اما پرزش منظم می‌تواند به اندازه‌ی داروی ضد افسردگی در بهبود افسردگی نقش بازی کند. حتما حداقل بروید و قدمی بزنید.
رژیم غذایی‌تان را اصلاح کنید: دیگر کمتر سراغ عذاها یا نوشیدنی‌هایی که حاوی کافئین، الکل، چربی‌های مصنوعی، و شکر هستند بروید. و موادی که خلق را بهبود می‌بخشند، مانند اسید‌های امگا ۳، را بیش‌تر کنید.
سراغ درمان بروید: و در نهایت بهترین و شاید تنها راه حل موثر درمان آن است. سه نوع درمان برای افسردگی وجود دارد: روان‌درمانی، دارودرمانی و بازتوانی‌های تکلونوژیک. با رفتن سراغ این درمان‌ها شما می‌توانید یکبار برای همیشه شر این معضل را از زندگی‌تان کوتاه کنید.