ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 22 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

دو روی خودشیفتگی در روابط عاطفی

تحقیقات جدید نشان می‌دهند خودشیفتگی به دو راه در روابط نقش ایفا می‌کند

سوزان کراس ویتبورن

two faces narcissism

کیفیت خودشیفتگی خودبزرگ‌بینانه، که در آن افراد نیاز دارند خودشان را برتر از هر کس دیگری ببینند، آنقدرها با روابط اجتماعی خوب و به خصوص روابط عاطفی خوب سازگار نیست. خیلی خوشایند نیست که با فردی در ارتباط باشید که همیشه نیاز دارد برتری خودش بر شما را نشان دهد. با این حال، یک استثنای جزئی در این قاعده‌ی کلی وجود دارد، و آن مربوط به این واقعیت می‌شود که افراد با خودشیفتگی زیاد، یک جور استعدادی دارند که آن‌ها را برای کسانی که خوب نمی‌شناسندشان جذاب می‌کند. کاریزما، افسون (البته نه نوع خرافی‌اش)، و لذت از بودن در مرکز توجه، باعث می‌شود دیگران به سمت آن‌ها جذب شوند. هرچند، با گذشت زمان، اوضاع می‌تواند تلخ شود. تحقیقات جدید بر اساس مطالعاتی که توسط استفانی وورست و همکارانش (2017) در دانشگاه مانستر انجام شد، نشان می‌دهد که چرا رابطه با افراد خودشیفته می‌تواند مسیری رو به افول داشته باشد.

قالب اساسی این تحقیق آلمانی، خودشیفتگی خودبزرگ‌بینانه را با کیک شکلاتی مقایسه می‌کند. در کوتاه‌مدت، از تمام خوشمزگی‌اش لذت می‌برید، اما بعداً به خاطر کالری زیادی که از مصرف آن کسب کرده‌اید شروع می‌کنید به پشیمان شدن از خوردن آن. مدلی از خودشیفتگی خودبزرگ‌بینانه که در این مطالعه آزمایش شد، با عنوان "مفهوم تحسین و رقابت خودشیفته‌وار" یا "NARC"، اظهار می‌کند که خودشیفته‌ها تلاش می‌کنند عزت نفس خود را به شیوه‌ای دوبعدی متورم کنند. بعد "تحسین" شامل تمایل به کسب تأیید دیگران و درواقع دریافت پیامد‌های اجتماعی مثبت دوست داشته‌شدن می‌شود. بعد "رقابت" به گرایش افراد خودشیفته برای بهتر انجام دادن کارها از دیگران و "حفاظت خود از دید منفی دیگران نکوهش‌گر" اشاره دارد. (ص. 282)

محققان آلمانی، مدل NARC را از طریق انجام مجموعه بررسی‌های دقیقی آزمایش کردند که با این هدف طراحی شده بودند که تأثیرات دو بعد خودشیفتگی بر شاخص‌های کیفیت رابطه‌ی زوج‌ها در هر دو مرحله‌ی اولیه و بعدتر را بیرون بکشند. نقطه‌ی اساسی رویکردشان تکیه بر NARQ بود، که یک مقیاس پرسشنامه‌ای است که قبلاً توسط بک و همکاران (2013) در مطالعه‌شان در مورد دو روی "روشن" (تحسین) و "تاریک" (رقابت) خودشیفتگی مورد آزمون قرار گرفته بود. این‌ها نمونه‌هایی از جملات پرسشنامه‌ی NARQ برای هر کدام از بعدها هستند:

بعد تحسین:

1. اغلب در برخورد با آدم‌ها ماهر هستم.

2. به خاطر خاص بودنم توانایی‌های زیادی دارم.

3. من عالی هستم.

بعد رقابت:

1. بیشتر آدم‌ها یک جور بازنده هستند.

2. می‌خواهم رقبایم شکست بخورند.

3. به سختی می‌توانم تحمل کنم که شخص دیگری مرکز اتفاقات باشد.

ممکن است در این فکر باشید که چگونه ممکن است یک نفر به کسی جذب شود که موارد بعد تحسین را تأیید می‌کند. اما، به یاد داشته باشد که این نحوه‌ای است که افراد به پرسشنامه‌ها پاسخ می‌دهند؛ و لزوماً با نحوه‌ی رفتار آن‌ها موقع تلاش برای متقاعد کردن دیگران یکسان نیست. همچنین ممکن است فکر کنید بالا بودن در بعد رقابت شما را محکوم به این می‌کند که هیچ‌کس دوستتان نداشته باشد. اما همانطور که مطالعه‌ی وورست و همکاران نشان داد، تمایل به شکست دادن دیگران از همان ابتدا در روابط تازه آشکار نمی‌شود.

مجموعه‌ای از 7 مطالعه که در این تحقیق آلمانی گزارش شدند، به بررسی این موضوع پرداختند که افراد چگونه می‌توانند در روابط کوتاه‌مدت شبیه‌سازی‌شده (مثلاً از طریق امتیاز دادن به ویدئوها) با کسانی باشند که قبلاً پرسشنامه‌ی NARQ را پر کرده‌ند. طی این شبیه‌سازی‌ها، تحسین و نه رقابت، پیش‌بینی‌کننده‌ی ویژگی‌هایی در روابط بود از جمله جذابیت به عنوان دوستی قدرتمند، خواستنی بودن به عنوان شریکی کوتاه‌مدت، و دوست‌‌داشتنی بودن. آن‌هایی که در بعد تحسین خودشیفتگی بالا بودند، خودشان را به عنوان دوستی جذاب می‌دیدند، عاملی که احتمالاً جذابیت آن‌ها را موقع آشنایی با افراد جدید تقویت می‌کند. خلاصه، آن‌هایی که به عالی بودن خودشان باور دارند ولی نه به قیمت تحقیر دیگران، جذابیت زیادی برای افرادی دارند که آن‌ها را به خوبی نمی‌شناسند.

پس از کشف تأثیرات مثبت تحسین خودشیفته‌وار بر موفقیت عاطفی کوتاه‌مدت، وورست و تیمش رفتند سراغ بررسی دو بعد خودشیفتگی به عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های پیامدهای بلندمدت روابط.  همانطور که پیش‌بینی می‌شد، رقابت به طور منفی موفقیت رابطه را پیش‌بینی می‌کرد و آنطور که از طریق سنجش شاخص‌های متفاوت مشخص شد، از تحسین مهم‌تر بود. تحسین تا حد معینی می‌توانست کمک کند تا تأثیر رقابت بر پیامد‌های بلندمدت رابطه خنثی شود، و رقابت نیز تا حد معینی می‌توانست دوره‌ی اولیه‌ی رابطه را هم لکه‌دار کند. با این وجود، داده‌ها از پیش‌بینی مدل NARC مبنی بر دوگانه بودن ماهیت تأثیر خودشیفتگی بر کیفیت رابطه در دوره‌های اولیه و بعدی پشتیبانی کردند.

گرچه مطالعه‌ی وورست و همکاران، وضعیت زوج‌ها را در طول زمان پیگیری نکرد، اما مسیری ضمنی در داده‌هایش دیده می‌شود که بدین شکل عمل می‌کند: وقتی با کسی وارد رابطه می‌شوید که از طریق جذابیت بیرونی‌اش شما را به خود جذب کرده، در ابتدای امر احتمال کمی وجود دارد که متوجه شوید که این فرد جذاب از ناچیز شمردن تلاش‌های خوب دیگران لذت می‌برد. همچنین ممکن است تا زمانی که مدت بیشتری از رابطه‌تان نگذشته، آگاه نشوید که این شخص دائماً تلاش می‌کند تلاش‌های شما برای موفقیت را خنثی کرده و در صورت موفقیتتان خشمگین می‌شود.

همانطور که در این مطالعه‌ی آلمانی نشان داده شد، مشکلاتی که رقابت‌طلبی در روابط بلندمدت ایجاد می‌کند شامل عدم تمایل به بخشش اشتباهات، تمایل به بحث و جدل، و به طور کلی رویکردی منتقدانه به شریک می‌شود. به زبان خود محققان، "به نظر می‌رسد زمانی که رابطه ساکن‌تر می‌شود... ویژگی‌های شخصیتی ارتباطی بیشتری برای موفقیت رابطه اهمیت پیدا می‌کنند (مثل خودخواهی کم، تمایل به بخشش، حساس بودن، ویژگی‌های حمایت‌گرانه و مراقبت)، زیرا نداشتن آنها ... در بلندمدت مشکلات عاطفی جدی‌ای به بار می‌آورد" (ص. 298). محققان همچنین نتیجه‌گیری می‌کنند که از دو بعد خودشیفتگی، تحسین برای یک رابطه‌ی عاطفی از رقابت زیان کمتری دارد. شما می‌توانید خود را عالی بدانید، و تا زمانی که از عالی بودن شریکتان به رنجش نیفتید، رابطه‌تان محکوم به فروپاشی نیست.

از آنجایی که ما به طور معمول خودشیفتگی را به شکلی منفی می‌بینیم، تعجب‌آور است که مطالعه‌ی وورست و همکاران به جنبه‌های سازگارانه‌ی آن اشاره می‌کند. اگر با کسی در رابطه هستید که گرایشات "روشن" خودشیفته‌وار زیادی دارد، بهتر است مراقب آشکار شدن ویژگی‌های نامطلوب مربوط به رقابت هم باشید. شریکی که واقعاً به شما اهمیت می‌دهد، خواستار موفقیت‌های شماست، و نه شکست‌هایتان.