ورود اعضا

کانال تلگرام «فردای روشن»

به کانال تلگرام

« فردای روشن »

بپیوندید

telegram

لینک عضویت

اشتراک خبرنامه

مقالات

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کارگاه های ویژه متخصصین

دکتر وحید صادقی - روانشناس ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اسکن کنید !

FardaClinic QR

هم اکنون ...

ما 20 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

مقاله ها

5 الگوی ناسالم رابطه

اگر می‌خواهید رابطه‌تان پایدار بماند از این رفتارها اجتناب کنید

نوشته‌ی دکتر بریت بروگارد

unhealthy relationships

ممکن است فکر کنید عشق زندگی‌تان را یافته‌اید – زن یا مرد رویاهایتان را. حتی ممکن است در یک رابطه‌ی به ظاهر بلندمدت باشید. اما اگر می‌خواهید رابطه‌تان پایدار بماند، باید از بعضی سبک‌های رابطه اجتناب نموده یا دست کم آن‌ها را به حداقل برسانید. 5 اشتباه رایجی که افراد در روابط مرتکب می‌شوند این‌ها هستند:

1. وابستگی بیش از حد. روابط باید پرورش داده شوند. اگر آن‌ها را به حال خود رها کنیم رشد نمی‌کنند. رابطه‌ی شما باید یکی از اولویت‌های اصلی زندگی‌تان باشد. اما، رابطه‌تان نباید کل زندگی‌تان شود. اگر مایل نیستید برنامه‌هایی بریزید که نیازمند هر دوی شما هستند تا زمانی که مطمئن شوید شریکتان هیچ برنامه‌ای ندارد، زیادی دارید رابطه‌تان را سنگین می‌کنید. این یک نوع رایج از رفتار وابسته است. نوع دیگر آن عدم تمایل به اجازه دادن به فرد دیگر برای انجام کارهایش به تنهایی یا عدم توانایی احترام گذاشتن به نیاز او برای داشتن اوقات تنهایی است.

2. استقلال بیش از حد. همانطور که گشتن کل زندگی حول محور رابطه‌تان ناسالم است، عدم توانایی انجام هر نوع مصالحه و سازش نیز ناسالم است. اگر همیشه می‌خواهید کارها مطابق میل شما پیش بروند، دارید آزادی شریکتان را به طور غیرمعقولی محدود می‌کنید. سازش، کلید موفقیت در رابطه است. برخی ارزش‌های اساسی خاص هیچ‌وقت نباید مورد مصالحه قرار گیرند. مثلاً اگر یکی از شما می‌خواهد فرزند به دنیا بیاورید و دیگری این را نمی‌خواهد، این می‌تواند ارزشی اساسی باشد که قابل مذاکره نیست. اما وقتی چیزها اهمیت کمتری دارند، باید بپذیرید که نمی‌توانید همیشه حرف خودتان را به کرسی بنشانید. مثلاً اگر سلیقه‌ی غذایی متفاوتی دارید، لازم است هر از گاهی تسلیم شوید. در مورد تصمیم‌گیری هم به همین شکل است. گرفتن بعضی تصمیمات به عهده‌ی خودتان است، ولی بعضی تصمیمات دیگر را باید همراه با شریکتان بگیرید، مثلاً اینکه چگونه می‌خواهید تابستان یا دوره‌ی تعطیلاتتان را بگذرانید.

3. عدم تمایل به فداکاری کردن. بودن در رابطه، ضرورتاً نیازمند فداکاری کردن است. نمی‌توانید زندگی مجردی‌تان را داشته باشید در حالی که در یک رابطه‌ی متعهدانه‌ی بلندمدت هستید. اما روابط نیازمند بسیاری از فداکاری‌های کوچک‌تر دیگر هم هستند. همه‌اش در نهایت به این برمی‌گردد که باید با یکدیگر توافق‌های منطقی داشته باشید، به طوری که مقداری از تمایلات هر کدامتان اقناع شود، حتی اگر این تمایلات بر خلاف یکدیگر باشند. اگر توافق کرده‌اید که هر وقت قصد دارید دیر به خانه برگردید از قبل همدیگر را در جریان بگذارید، دیگر نمی‌توانید بدون اطلاع دادن به شریکتان بیرون بمانید. اگر قبلاً هر آخر هفته به مهمانی می‌رفتید، ولی اکنون شریکتان به کلی از مهمانی گرفتن خوشش نمی‌آید، لازم است حد وسطی برای توافق پیدا کنید. ممکن است همیشه حس خوبی از رها کردن جزئی از استقلال شخصی‌تان نداشته باشید. متأسفانه اگر تمایلی به فدا کردن بخشی از امیال و اولویت‌هایتان را نداشته باشید، روابط نمی‌توانند محکم بمانند.

4. عدم تمایل به درمیان گذاشتن آنچه اذیتتان می‌کند. هیچ زوجی قرار نیست ترجیحات، رفتارها و منش دقیقاً یکسانی داشته باشند. چه بخواهید چه نخواهید وجوهی از ترجیحات، رفتارها یا منش فرد دیگر خواهد بود که در نهایت شما را آزار می‌دهد، به خصوص بعد از فاز ماه عسل. با این حال بعضی زوج‌ها نمی‌توانند این را به شکلی سالم به یکدیگر اطلاع دهند. آن‌ها اجازه می‌دهند ناراحتی‌ها آنقدر جمع شوند تا به انفجار برسد، یا اینکه فقط در اوج دعوا اجازه‌ی بروز آن‌ها را می‌دهند. برای موفقیت یک رابطه بسیار مهم است که شما بتوانید چیزها منفی را بدون توهین، به اطلاع شریکتان برسانید. به همین شکل، باید مایل به شنیدن مشکلاتی که او با شما دارد هم باشید. وقتی وجوه منفی، چیزهایی منطقی هستند که به سادگی می‌توان برطرفشان کرد، باید هر دوی شما مایل باشید روی تغییر آنچه فرد دیگر دوست ندارد، کار کنید، یا حداقل در مورد آنچه باید انجام شود به توافقی منطقی برسید. انجام این گونه گفتگوها به طور منظم و در زمان‌هایی که هر دو طرف آرام و خوددار هستند، بسیار مهم است.

5. تشویق صریح یا ضمنی نابرابری. گرچه هنجار جامعه‌ی امروز، حداقل در میان نسل جوان، این است که افراد در رابطه برابر هستند، ولی به سادگی ممکن است افراد سهواً به الگوهای قدیمی نابرابری پس‌روی کنند. اما برابری برای یک رابطه‌ی بلندمدت سالم، ضروری است. اگر شما و شریکتان هر دو شغل‌های تمام‌وقت دارید (چه یکی از آن‌ها شامل مراقبت از فرزندانتان در طول روز بشود چه نشود)، باید به طور برابر در انجام وظایف خانگی، از جمله مراقبت از فرزندان بعد از ساعات کاری، پخت و پز، نظافت، خرید، برنامه‌ریزی و غیره مشارکت داشته باشید. بعضی زوج‌ها متوجه می‌شوند که می‌توانند وظایف خانگی را به شکلی که برای آن‌ها جواب می‌دهد تقسیم کنند، مثلاً اگر یکی از آن‌ها در آشپزی مهارت دارد و دیگری شستن ظروف را ترجیح می‌دهد، ممکن است توافق کنند که یکی از آن‌ها بپزد و دیگری بعداً نظافت کند. با این حال، برابری در رابطه، چیزی بیشتر از تقسیم وظایف خانگی است. تصمیماتی که به رابطه مربوط می‌شوند یا آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند لازم است با همدیگر گرفته شوند. و مهم است که در اتاق خواب هم همین قاعده پابرجا باشد. صمیمیت (از جمله رابطه‌ی جنسی) چیزی است که باید مورد بحث قرار گیرد. اگر نیازهای جنسی متفاوتی دارید، باید حد وسطی برای توافق پیدا کنید. در این حوزه هم، بعضی زوج‌ها به الگوهای قدیمی روابط جنسی پس‌روی می‌کنند که در آن مرد راه‌انداز رابطه شده و زن تبعیت می‌کند و فقط مرد لذت دریافت می‌کند. لازم به ذکر نیست که این، راه خوبی برای حفظ یک رابطه‌ی سالم نیست.